فراخوان مسابقه محمود کاکائو*
نظر به بیانات احساسی رهبر در پایان نماز جمعه هفته گذشته، محمود احمدی نژاد نیزبرای یافتن جمله ای عاطفی و قشنگ از ملت استمداد طلبید. ایشان در این رابطه بیانیه ای صادر کرده که در ادامه به استحضار می رسد:
از محمود احمدی نژاد رییس جمهوری سابق، به ملتی که همیشه در صحنه بودنش بالاخره کار دستمان داد:
چقدر این الهام مرده شور برده و ثمره هاشمی جز جیگر زده به من گفتن که ملت زیادیش هم در صحنه باشد خوب نیست ولی من احمق توی ... ، توی ... توی گوشم نرفت که نرفت.
بگذریم ، ملت کوچکوار(بزرگوار سابق) ایران ، از آنجایی که من کاپشن ناقابلی دارم، مغز ناقصی دارم ، و آبرو و شعور هم اصلا ندارم ، لذا مانده ام که در پایان مراسم استقبال خودجوش و مردمی که چند روز دیگر برگذار می شود، چه چیزی را نثار آقا امام زمان بکنم.
از این رو از ملت گوسفند ( آگاه سابق) تقاضا دارم بنشیند فکر کند ، ببیند من چه چیزی دارم که به درد نثار کردن می خورد.
به جملات برتر به عنوان جایزه ؛ 2 عدد باتوم با طعم توت فرنگی ، مقداری گازاشک آور در طعم های مختلف فلفلی و سرکه نمکی به همراه چند راءس برادر لباس شخصی جهت حمل و نقل قصری* فرزند دلبندتان اهدا می شود.
*( گلاب به رویتان) کاکائو ماده ای غلیظ و قهوای رنگ، شبیه بوووووق است.
*( خیلی گلاب به رویتان) قصری را که می دانید چیست؟ همان جا کاکائویی سیار است.
حرف های اضافی : بعد از یک کلاس 2 ساعته ، 5 دقیقه زنگ تفریح شاید کمی حال و احوال آدم را عوض کند.
این روزها خطوط اینترنت به لطف دوستان باتوم ورز، بشدت مورد مهرورزی قرار گرفته و زحمت همه کارهایم ، از آپیدن وبلاگ گرفته تا ساختن اکانت تویتر و حتی سرک کشیدن به فیس بوکم را دوستان می کشند. از همین جا شدید ترین تشکرات خود را بسویشان پرتاب کرده ، ولی در عین حال روز قیامت را به گروه قلیلی از آنها یاد آوری می کنم و عرض می کنم خدمتشان که اگر روزی گذرشان به خیابان بنده افتاد ، یک یوزرنیمی برایشان بسازم که هشت تا اصغر تیزی از بغلش بزند بیرون.
پ . ن : از خدا که پنهان نیست ، از شما چه پنهان ؛ ته، ته های دلم یک احساس معنوی نسبت به رهبری داشتم. ولی بعد از صحبت های ایشان در نماز جمعه بد جوری توی ذوقم خورد. هر کاری کردم نتوانستم هضم کنم.