قلط کرد کسی که گفت تحریم ها روی ایران اثر داشته. تحریم ها نه تنها روی ایران اثر نداشته ، بلکه روی ایران هم اثر نداشته. اصلا خیلی روی ایران اثر نداشته.
خب حالا سالی یک هواپیما هم بیافتد. چه اشکالی دارد؟!فوقش چند نفر بیشتر مزه شربت شهادت را می چشند. این که دنیا، ملت ما را به ملتی شهید پرور می شناسد کم چیزی نیست. و اگر ملت ما، ملت شهید پروریست بخاطر خدمات دولت خدمتگذاری است که فرهنگ شهادت را بزور توی چشم ملت می کند. امروز ما در جهان رتبه اول شهادت را داریم. به فضل الهی اگر سال بعد هم همین طور به تلاشمان ادامه بدهیم می توانیم برویم جام جهانی. مملکت امام زمان یعنی همین.
خط لوله نمی دونم چی چی کو از توی ایران رد نشد که نشد. این اصلا مهم نیست. چندین میلیارد دلار که پولی نیست. آقای احمدی نژاد از محل ارث پدرش چندین برابر این پول را تا حالا آورده و داده به ملت. اصلا این توهین به ایران است. فردا توی کشورهای دیگر، عزت ما زیر سوال می رود وقتی بگویند یک لوله از توی ایران رد شده . استعمار غرب می خواست یک ننگ را به ما تحمیل کند که خوشبختانه دولت خدمتگذار سریع متوجه شد و توطئه را خنثی کرد. بروید نگاه کنید ، امروز یک لوله به چه درازی و چه کلفتی از توی کشور های همسایه رد شده و الان عصمت آنها در جوامع بین المللی لکه دار شده. به خاک آنها توسط این لوله بزرگ تجاوز شده و مردم این کشورها رویشان نمی شود سرشان را بلند کنند. رییس جمهور چند تا از همین کشور ها آمده اند پیش آقای دکدر و درخواست کمک کرده اند . باورتان نمی شود؟! خب نشود . مهم نیست.
مجبوریم قطعات صنعتی را با قیمتی چند برابر و دست دوم بخریم؟! این که دلیل نشد. از ترشی ساده تر هم داریم؟ ترشی هم اگر کهنه تر بشود و جا بیافتد بهتر است. مثلا همین ترشی سیر. ترشی سیر یک ماهه را کیلویی هزار تومان می خرید ولی ترشی سیر یک ساله را کیلویی هزار و پانصد تومان.( توجه داشته باشید که این قیمت ها مربوط به سوپری سر کوچه آقای دکدر می باشد). ترشی هم کهنه ترش ، گران تر است.
این ها همه از مزایای تحریم است. فکر نکنید اگر دکدر می گوید تحریم ها روی ما اثر نداشته ، دارد الکی یک کاکائویی می خورد. نخیر ، این طور نیست. این ها همه کارشناسی شده و از روی حساب و کتاب است.
اصلا ما در تاریخ معاصر فقط دو نقطه ... نه ، ببخشید. فقط سه نقطه روشن داریم . بقیه نقطه هایش تاریک است. یک نقطه ی روشنش که علاوه بر روشنایی ، هاله هم دارد، ریاست جمهوری آقای دکدر در سال 84 است. آن یکی نقطه ی روشن و هاله دارش، ریاست جمهوری آقای دکدر در همین امسال و نقطه دیگرش که روشنی و هاله اش از آن دو نقطه کمتر است ، تحریم تنباکو توسط میرزا آبراهام لینکلن آمریکاییست. فکر نکنید تحریم بد است . اتفاقا تحریم خیلی هم خوب است. ناصرالدین شاه با همین تحریم تنباکو بود که از سلطنت خلع شد!. حالا دیدید که تحریم خیلی هم خوب است.
پ . ن . 1 : امشب که آمدم نت ، در جمال ، جلال و کمال ناباروری و موسسه رویانی دیدم - آقای رییس اداره سرعت اینترنت - انگار از دستش در رفته و سر شیر را کمی شل تر کرده . ما هم از داغ دلمان کلی کامنت برای دوستان گذاشتیم و خلاصه حالش را بردیم.
پ . ن . 2 : وقتی حاج آقا شنگول و حجت الاسلام منگول امام جمعه می شوند . 120 عدد دوربین صدا و سیما تا شعاع 1700 کیلومتری این 10 ، 20 هزار نفر را، در حد مراسم اسکار و جام جهانی با انواع و اقسام جلوه های ویژه پوشش می دهند و بطور مستقیم پخش زنده آن را توی چشم همه می کنند. تازه ممکن است بدلیل درخواست های مکرر بینندگانی که موفق به دیدن آن نشده اند در چندین نوبت هم تکرارش را نشان بدهند ولی حتما این نماز جمعه جیزززززز بوده که صلاح دیده اند بطور مستقیم پخش نشود. این نشان می دهد که چقدر بعضی ها خاک به سرشان شده و مستاصل و ذلیل و درمانده و بیچاره و گیج و بدبخت و بووووووووق و بووق شده اند که حتی نماز جمعه ای را که از اول انقلاب تا حالا نماد قدرت حکومت بوده ، از مردم پنهان می کنند.
هنوز نمی دانم آنجا چه خبر بوده. هر چی هم منتظر می مانیم ساعت 5 نمی شود که این بی بی سی لااقل یک چیزی نشانمان بدهد.
ایرنا 19/4/1388 :
ثمره هاشمي:اعتراض به نحوه انتخابات توهين به شعور مردم است.
مجتبی ثمره هاشمی را که می شناسید؟ همان مشاور ارشد رییس جمهور سابق. البته این روزها همه برو بچس یک پا کارشناس خبره مسائل سیاسی هستند ولی برای روشن تر شدن نقش ایشان در ساختار سیاسی کنونی و میزان نفوذ ایشان روی رییس جمهور سابق، مختصر توضیحی ضروری به نظر می رسد.
ببینید، اصولا تمام مردها یک عضو بسیار کلیدی و فوق العاده مهم دارند که بدون آن زندگی برایشان بسیار طاقت فرسا است.( فرقی هم نمی کند در عرصه سیاست باشد یا در یک عرصه دیگری). و آقای ثمره هاشمی دقیقا نقش همان عضو مهم را برای رییس جمهور سابق بازی می کند.(کاملا درست فکر کردید، منظورم از عضو مهم ،دست راست ایشان بود).
این صغری و کبری ها را چیدم که بگویم؛ جانا سخن از زبان ما می گویی . خودم را خفه کردم که همین یک جمله را به این آقایان کروبی و خاتمی و رییس جمهور منتخب( میر حسین سابق) حالی کنم. 20 روز است که مدام می گویید در انتخابات تقلب شده و رای مردم را دزدیده اند و آرا مهندسی شده . خب برادر من ، چرا این قدر به شعور مردم توهین می کنید؟ مردم خودشان این قدر شعور دارند که موضوعی به این تابلویی را بفهمند. الان از هر بچه کوچولویی که بپرسی انتخابات چه جوری برگزار شد ، می گه: این محموده، این محموده!!! ...
(ببخشید، با یه جریان دیگه قاطی شد. ).
می گه : بین انتخابات و محتویات پوشک بنده مقداری تداخل ایجاد شده.
نتیجه اخلاقی: اصولا مسائل بسیار واضح نیاز به توضیح دادن ندارد.
بی ربط نوشت : ندا آقا سلطان، شهروند ایرانی شهید شد و خطیب نماز جمعه تهران با اسم - اون خانم - ( با لحنی شبیه دشنام) از ایشان نام برد. تمام کشورهایی که در مورد ایشان اظهار نظر کردند، در امور داخلی ما دخالت کردند و این یک توطئه برای بدنام کردن جمهوری اسلامی بود.
یک خانم مصری در آلمان به قتل می رسد. در نماز جمعه برایش تشییع جنازه نمادین برگزار می کنند. شهید حجاب لقب می گیرد. دولت آلمان به نژاد پرستی و اسلام ستیزی محکوم می شود و روزنامه کیهان از دولت می خواهد سفیر آلمان را اخراج کند.
در چین 150 مسلمان کشته می شوند . مدافعین حقوق همه مسلمانان جهان و منظومه شمسی در روزنامه کیهان و وزارت امور خارجه و حکومت جمهوری اسلامی اعتراضشان نمی آید . کسی فریاد وا اسلاما! سر نمی دهد و خاستار قطع رابطه با چین نمی شود.
رایانه به این رایانه ای اش اگر با این حجم از تناقضات رو به رو شود (هنگ) می کند. پیشنهاد می کنم دسته جمعی برویم (ری استارت) کنیم.
هر وقت روزنامه کیهان رو می بینم، به این جمله محمود که روز بعد از افتضاحات در کنفرانس مطبوعاتی گفت ،(( در ایران آزادی نزدیک به مطلق است)) بیشتر ایمان میارم.
خوبه آدم یه کم آب چشم داشته باشه. این روزنامه کیهان باید الگوی اطلاع رسانی آزاد برای جهان غرب باشه. ببینید ، هر چی دلشون خواست می نویسن هیچ کسی هم هیچ کاری باهاشون نداره. حالا هی بگید تو ایران آزادی مطبوعات وجود نداره . تنها مشکلی که این روزنامه و سردبیرش برادر حسین داره ، اینه که یه کوچولو مشکل محاسباتی دارن.
متاسفانه برادر حسین دفتر روزنامه کیهان رو با محل کار قبلیش! اشتباه گرفته و فکر می کنه افکار عمومی رو هم مثل بازداشتی ها می تونه شکنجه کنه تا به زور چیزی رو که توی برگه بازجویی نوشته، قبول کنن و برگه رو امضا کنن.
برادر حسین در آنجا
افکار عمومی با دست بسته و صورتی که چند جایش شکافته و خون تازه از زخم صورتش بیرون می زند، روی یک صندلی نشسته و نور مستقیم چراغ چشمانش را می زند . پشت میزی که روبه رویش هست ، یک برادری نشسته که اگر چه صورتش مشخص نیست ولی از سوالاتش پیداست که اگر خود برادر حسین نباشد ، حتما یک رابطه خیلی زیادی با برادر حسین دارد. به عنوان نویسنده متن 98% احتمال می دهم خود برادر حسین باشد. (آن 2% دیگر هم تقریبا نقش نکته انحرافی را دارد)
برادر حسین : اسم؟
افکار عمومی : افکار عمومی هستم.
برادر حسین : از کی دستور می گیری؟
افکار عمومی : از زنم.
برادر حسین : منظورم برای حضور در راهپیمایی ها بود.
افکار عمومی : از وجدانم.
برادر حسین : اسمش هم که خارجیه ، این وجدان که می گی برای سیا کار می کنه یا از موساد خط می گیره؟ اصلا از چه طریقی با وجدان در ارتباط بودی؟
افکار عمومی : از طریق ندای درونم با وجدانم در ارتباط بودم.
برادر حسین : ندا؟! پس اعتراف می کنی که ندا هم با وجدان در ارتباط بوده.
افکار عمومی : خب البته بلا نسبت شما ولی فکر می کنم همه ی آدما با وجدانشون در ارتباط هستن، ندا هم مثل همه.
در همین لحظه برادر حسین دوتا برادر دیگر را که دم در ایستاده اند صدا می کند که بیایند و افکار عمومی را ببرند.( به نظر می رسد این دو تا برادر با افکار عمومی ارتباط خانوادگی داشته باشند ، چون یکریز از مادر افکار عمومی احوال پرسی می کنند).
برادر حسین : به جرم اقدام علیه امنیت ملی و ارتباط با عوامل موساد و سیا اعتراف کرده، ببریدش پیش برادر سعید تا هر جور صلاح دونستن اقدامات مقتضی رو انجام بدن . نتایج اعترافات رو هم بدید خدمت حاج آقا تا توی مراسم عبادی ، سیاسی و دشمن شکن این هفته، در موردش برای جامعه روشنگری کنن.
برادر حسین در اینجا
به گزارش خبرنگاران ما امروز گروهی از اراذل و اوباش طی یک حمله وحشیانه با سر و صورت خود به سمت مشت و لگد های نیروهای مظلوم امنیتی(شما بخوانید لباس شخصی) هجوم برده اند و بشدت با کله خود به باتوم های آنها حمله ور شده اند.
به گفته شاهدان عینی گروهی از اغتشاش گران که ارتباط آنان با عوامل سیا مشخص شده ، با قصد قبلی و به طور برنامه ریزی شده ، خود را در مسیر گلوله های نیروهای امنیتی قرار داده و هر چقدر که این نیروهای مظلوم سعی کرده اند تیر هوایی بزنند ولی آنها بصورت ناگهانی خودشان را پرت کرده اند جلوی گلوله ها تا بمیرند و به این شیوه به قدرتهای استکباری کمک کنند که برای دخالت در امور داخلی کشورمان بهانه بدست بیاورند.
همچنین نیروهای امنیتی گروهی از اراذل و اوباش را که در درگیری های دیروز علاوه بر ایجاد اغتشاش ، اشیائی را از این نیروها به سرقت برده بودند ، در بیمارستان شناسایی و دستگیر کرد.
یکی از برادران در این رابطه به خبرنگار ما توضیح داد؛
این اغتشاش گران اشیائی که متعلق به نیروهای ما بوده نظیر؛ کارد آشپزخانه زنم، چاقوی یادگاری داداشم ، خنجری که میراث خانوادگی بابام بود و ... را در عمق 35 سانتیمتری دل و روده خود جاسازی کرده و قصد سرقت آنها را داشته اند که خوشبختانه امروز در بیمارستان شناسایی و تحویل مقامات قذایی شدند.
پ . ن : چند وقتی که نبودم ، جای بدی بودم. دو روز بیشتر طول نکشید ولی شرایط خوبی برای آمدن به نت نداشتم. دلم می خواهد تک تک برسم خدمت دوستان و بابت این همه اظهار لطف خصوصی و عمومی تشکر کنم. از همه ممنونم.
فراخوان مسابقه محمود کاکائو*
نظر به بیانات احساسی رهبر در پایان نماز جمعه هفته گذشته، محمود احمدی نژاد نیزبرای یافتن جمله ای عاطفی و قشنگ از ملت استمداد طلبید. ایشان در این رابطه بیانیه ای صادر کرده که در ادامه به استحضار می رسد:
از محمود احمدی نژاد رییس جمهوری سابق، به ملتی که همیشه در صحنه بودنش بالاخره کار دستمان داد:
چقدر این الهام مرده شور برده و ثمره هاشمی جز جیگر زده به من گفتن که ملت زیادیش هم در صحنه باشد خوب نیست ولی من احمق توی ... ، توی ... توی گوشم نرفت که نرفت.
بگذریم ، ملت کوچکوار(بزرگوار سابق) ایران ، از آنجایی که من کاپشن ناقابلی دارم، مغز ناقصی دارم ، و آبرو و شعور هم اصلا ندارم ، لذا مانده ام که در پایان مراسم استقبال خودجوش و مردمی که چند روز دیگر برگذار می شود، چه چیزی را نثار آقا امام زمان بکنم.
از این رو از ملت گوسفند ( آگاه سابق) تقاضا دارم بنشیند فکر کند ، ببیند من چه چیزی دارم که به درد نثار کردن می خورد.
به جملات برتر به عنوان جایزه ؛ 2 عدد باتوم با طعم توت فرنگی ، مقداری گازاشک آور در طعم های مختلف فلفلی و سرکه نمکی به همراه چند راءس برادر لباس شخصی جهت حمل و نقل قصری* فرزند دلبندتان اهدا می شود.
*( گلاب به رویتان) کاکائو ماده ای غلیظ و قهوای رنگ، شبیه بوووووق است.
*( خیلی گلاب به رویتان) قصری را که می دانید چیست؟ همان جا کاکائویی سیار است.
حرف های اضافی : بعد از یک کلاس 2 ساعته ، 5 دقیقه زنگ تفریح شاید کمی حال و احوال آدم را عوض کند.
این روزها خطوط اینترنت به لطف دوستان باتوم ورز، بشدت مورد مهرورزی قرار گرفته و زحمت همه کارهایم ، از آپیدن وبلاگ گرفته تا ساختن اکانت تویتر و حتی سرک کشیدن به فیس بوکم را دوستان می کشند. از همین جا شدید ترین تشکرات خود را بسویشان پرتاب کرده ، ولی در عین حال روز قیامت را به گروه قلیلی از آنها یاد آوری می کنم و عرض می کنم خدمتشان که اگر روزی گذرشان به خیابان بنده افتاد ، یک یوزرنیمی برایشان بسازم که هشت تا اصغر تیزی از بغلش بزند بیرون.
پ . ن : از خدا که پنهان نیست ، از شما چه پنهان ؛ ته، ته های دلم یک احساس معنوی نسبت به رهبری داشتم. ولی بعد از صحبت های ایشان در نماز جمعه بد جوری توی ذوقم خورد. هر کاری کردم نتوانستم هضم کنم.