تبليغاتX
دست نوشت های یک درخت آدامس

 

با کسب اجازه  از محضر استاد شعر و سخن  ناصر خسرو قبادیانی

 

 

روزی ز آرادان، ملنگی به میان خاست           و اندر طلب پست ریاست، کاپشن و موی بیاراست

بر هاله نور خویش نظر کرد و چنین گفت        چار< چهار> سال امام زمان پشت سر ماست

وز بین همه ی  حقوق ملت                           او فقط، انرژی هسته ای می خواست

بعد از این همه گند کاری                              از بخت خوشش، قیمت نفت هم به هوا خاست

عمق فاجعه بس بیش از این بود                     عذر وزرا هم، یک به یک خواست

بعد از هزار ساعت کار کارشناسی                 به اروپا گفت:  این بسته پیشنهادی ماست

هر کار که او کرد، الهام چنین گفت                 به به ، به به ، از چپ و از راست

هر زمان که می رفت جلوی دوربین               خوشمزگی در میکرد از خودش، بی کم و کاست

این گرانی و تورم و قیمت گوجه                    امریست که پشت پرده اش دست مافیاست

بسیار غزل گفت و ز ملت نهراسید                 بنگر که از این صندوق آرا چه ها خاست

 

 

پ.ن.۱: بیت پایانی بماند برای یک سال دیگر

 

پ. ن.۲: هر چند که وزن و قافیه(که اصلا وجود نداشته) فدای مضامین شده  ولی ، بارها گفته ام که بویی از شعر و شاعری نبرده ام، پس بی وزنی نوشته ام را به وزین بودن خود ببخشید.

 

پ.ن.۳: خواهش میکنم از همین الان ژستهای  منورالافکرانه  و وطن دوستانه از نوع خاله خرسی  را کنار بگذارید  و در انتخابات ریاست جمهوری آینده با همه توان حاضر شوید. کم کم وقتش است.

+ نوشته شده در شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 5:5 قبل از ظهر توسط درخت آدامس

 

امروز یک اتفاق جالب و بامزه افتاد و بسته پیشنهادی ایران تقدیم دبیر کل و رئیس شورای امنیت سازمان ملل شد.

 

سخنگوی  شورای عالی امنیت ملی با بیان این مطلب، محتویات این بسته  پیشنهادی را به شرح زیر اعلام کرد:

اول از همه یک عکس امام ؛ تا آنها بفهمند ما هر چه داریم از امام و شهدا است.

دوم یک توپ فوتبال؛ تا آنها بفهمند رهبر ما با اینکه ورزشکار نیست ولی ورزشکاران را خیلی دوست دارد.

سوم یک عدد رختخواب که پاره شده؛ تا آنها بفهمند ملت ما خواب نیست و همیشه بیدار و هشیار است و توطئه های دشمنان به هیچ جایی نمیرسد.

چهارم یک عدد کیف سامسونت؛ تا آنها بفهمند ما به راه حل دیپلماسی و گفتمان پایبند هستیم.

پنجم یک عدد قرص پنی سیلین؛ تا آنها بفهمند ما خواهان رابطه سالم با جامعه جهانی هستیم.

ششم یک مشت علف؛ تا آنها بفهمند ایران بیشه شیران است و حمله نظامی به آن عاقبت خوبی ندارد.

هفتم یک عدد گل؛ که حسن نیت خود را به آنان نشان دهیم و در واقع آنان را گول بزنیم

هشتم یک عدد، تاکید میکنم یک عدد آدامس خرسی؛ تا وقتی قدرتهای  بزرگ آن را دیدند بر سر اینکه کدام یک آدامس را بردارد اختلاف پیدا کنند .

نهم یک عدد جارو تا وقتی قدرتها با هم اختلاف پیدا کردند با آن جارو همدیگر را بزنند.

ودهم یک عروسک ا.ح.م.د.ی نژاد که آنها بفهمند ما با کسی شوخی نداریم.

 

 

پ.ن.1: بمبی را که دکدر جالب نژاد دیروز ترکاند ، امروز صدایش در آمد.

چند نفر از نمایندگان مجلس، ریاست محترم جمبور و رئیس حمایت از مردم د را بخاطر اینکه گفته بود: (( وضعیت معیشتی مردم بهتر از گذشته است)) از تمام نقاط بدن مورد عنایت قرار دادند. مصاحبه هایشان را بخوانید جالب است.

 

پ.ن.2: قول میدهم از این به بعد کوتاه بنویسم

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 2:3 قبل از ظهر توسط درخت آدامس

 

امروز پس از مدتها انتظار، خورشید از پس ابرها کنار رفت و انتظارها به پایان رسید و رئیس محترم جمبوری برای  اولین بار در سال نوآوری و شکوفایی، بار عام << شما بخوانید نشست مطبوعاتی>> از خود در کردند و همه جا و همه کس را با انوار نورانی و قدسی و حاله دار خویش نور باران نمودند.

خدا خیرش دهد که اگر این موجود نازنین بهمراه دوستان نازنین تر از خودش در عرصه سیاست ایران ظهور نکرده  بودند قلم ما هم می خشکید.

دکدر رئیس جمبور نژاد چند روز پیش در همان مصاحبه کذایی در جمع طلاب مشهد که در حدود سه روز تیتر روزنامه ها بود اعلام کرده بود : ((حركت آخر ‏آغاز شده است. ما بايد داخل ايران را سريع جمع و جور كنيم و به مسئوليت‌هاي جهاني انقلاب بپردازيم.))

در راستای همین سیاستها و مسئولیتهای سنگین جهانی که بر دوش محترم رئیس جمبور سنگینی میکند، امروز در پاسخ به سوال خبرنگاری که مهم نیست از کجا بود و چه سوالی کرد اظهار داشت: (( فكر مي‌كنيم كه امروز ديگر بحث هسته‌اي راهگشا نيست بلكه فكر مي‌كنيم كه مسايل جهاني از جمله خلع سلاح جهاني ، امنيت جهاني اقتصاد جهاني ، بحران فرهنگ در جهان ، بحران مناسبات سياسي در جهان ، بحران اشغالگري ، بحران تجاوز ، بحران قاچاق مواد مخدر ، بحران تروريسم بايد يك جا مورد بحث و بررسي قرار گيرد)).

وی که مشخص نکرد وقتی میگوید ما فکر میکنیم منظورش ا زما چه شخص یا اشخاصی هستند تصریح کرد: ((اگر كساني دلسوز بشريت هستند بايد بيايند تا روي اين مسايل گفت و گو كنيم و ما راه حل براي اين مسايل داريم . ))

وی در پاسخ به این سوال که شما پاسخ این مسائل را از کجا آورده اید؛ به وجود موسسات متعدد در ایران، که در این زمینه فعالیت میکنند اشاره کرد و افزود : به برکت ظهور انقلاب در حال حاضر وضع کشور به صورتی است که شما توی سر سگ هم که بزنی موسسات آموزش کنکور، مثل : خودکارچی، نخودچی، شنگولان و منگولان دانش و هزار تا کوفت و زهر مار دیگه میریزه ، و من پاسخ این سوالات رو با کلی خواهش  از اونا گرفتم.

دکدر جهانی نژاد افزود: ((صريحا اعلام مي‌كنم كه برخي از قدرتهاي بزرگ كه مدعي حكومت در جهان هستند، هيچ راه حلي براي چالش‌هاي اصلي امروز جهان ندارند ، اما ملت ايران راه حل دارد، راه حل انساني و عادلانه كه به نفع همه باشد يعني همه ملت‌ها از حقوق يكسان بهره ببرند و عادلانه استفاده كنند. ))

وی که از بس این بیانات را صریحا اعلام کرده بود به نفس نفس افتاده بود برای اینکه خیال جهانیان را راحت کند گفت: البته این عدالتی که ما میخواهیم در جهان ایجاد کنیم با آن عدالتی که ما در کشور خودمان ایجاد کردیم فرق میکند و یک چشمک هم بعدش زد که البته خیلی تابلو بود.

ایشان در راستای همان سیاست های  فرا منطقه ای و جهانی در پاسخ به خبرنگار اقتصاد پویا که سوال کرده بود: ((دنيا، امروز با بحران‌هاي مختلفي گريبانگير است بخصوص بحران اقتصادي . چه راهكاري براي خروج جهان از اين بحران داريد؟))

پاسخ داد: بله که داریم ، اصولا ما برای همه چیز و همه کس پاسخ داریم و خداوند در جائی از قرآن که فقط من بلد هستم ، میفرماید: <<المومنون لا تپاسخوا فهلاکتوا>> یعنی ای کسانی که به من ایمان دارید و من را میپرستید شما باید برای هر چیزی و هر کسی پاسخی داشته باشید وگرنه هلاک خواهید شد.                                   و اضافه کرد : ((همانطور كه اشاره كردم درست است كه خشكسالي در جهان وجود دارد اما بحران غذايي حاصل مديريت‌هاي غلطي است كه در دنيا دارد اعمال مي‌شود. ))

رييس جمهوري تصريح كرد: (( ما براي رفع اين بحران پيشنهاداتي تهيه كرده ايم . انشاء الله در اجلاس فائو كه بزودي در رم تشكيل خواهد شد آنجا اعلام خواهم كرد. ))

وي اضافه یا منها كرد: (( فكر مي‌كنيم راههاي برون رفتي داريم بگونه‌اي كه همه ملت ها بتوانند از منابع كافي و غذاي مكفي برخوردار باشند. ))

وی در حالیکه لبخند رضایتی  بر لب داشت و معلوم بود از بکار بردن دو واژه کافی و مکفی احساس خوبی به خودش پیدا کرده، یواشکی به بغل دستیش گفت چطور بود حال کردی. ولی از بس تابلو گفت همه فهمیدند.

دکدر رئیس جمبور نژاد ، در نوآورانه ترین و شکوفا ترین اظهار نظر خود که بطرز شگفت انگیزی باحال بنظر میرسید، درواکنش به این سوال خبرنگار روزنامه اعتماد ملی که پرسید: (( من به عنوان نماينده روزنامه منتقد دولت دو تا سوال دارم و از آنجا كه دولت نهمي‌ها مي‌گويند با اين روزنامه‌ها ارتباط خوبي دارند، لطف كنيد دو تا سوال را جواب دهيد)) .
حس خوشمزه بودنش عود کرد و با خنده گفت: (( هم انتقاد مي‌كند و هم جايزه مي‌خواهد بگيرد، عجب.))

این خبرنگار که پس از دیدن این واکنش از دکدر باحال نژاد تبدیل به خبر ننگار شده بود گفت: (( به سوال اولم به عنوان يك شهروند ايراني پاسخ دهيد نه به عنوان رييس جمهوري. چون ممكن است به عنوان رييس جمهوري از دولت دفاع كنيد. مي‌خواستم بدانم به عنوان يك شهروند ايراني، وضعيت معيشي مردم را چگونه ارزيابي مي‌كنيد ؟ ))
وی در حالی که اصلا معلوم نبود چه حالی بود پاسخ داد:(( وضعيتي معيشتي مردم سرجمع بهتر از قبل است)) . با شنیدن این پاسخ همه حضار در جلسه کف بر شدند و مثل کارتون ها کله همه سوت کشید و از گوش همه بخار به بیرون پرتاب شد.

پ.ن.1: کسی هم پیدا میشود که نداند سنگ پای قزوین چیست؟!

پ.ن.2: ان مصاحبه کذایی حدود 1 سال پیش انجام شده بود ولی 3 روز قبل برای اولین بار پخش شد.

پ.ن.3: سوال دوم خبرنگار اعتماد را اگر حوصله داشتید خودتان بخوانید. من که نداشتم بنویسم.

پ.ن.4: نمیدانم که لازم به ذکر است یا نیست که مطالب داخل گیومه را بدون کم و کاست از خود حضرات نقل کرده ام.

 پ.ن.۵: هر چه سعی کردم کوتاهتر بنویسم نشد. ببخشید.

+ نوشته شده در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت 4:44 قبل از ظهر توسط درخت آدامس

 

امروزه اهمیت و مهمیت صندوقها و نقشی بسزایی که در زندگی یک به یک و شاید هم دو به دوی ما دارند بر هیچکس پوشیده نیست.

 و چون پوشیده نیست  تا به حال 300 بار از سوی  نیروی انتظامی و واحد امر به معروف خواهران تذکر کتبی دریافت کرده. لذا بر آن شدیم تا با نوشتن مقاله ای کوتاه، قسمتی از زحمات آنان را هر چند کوچک جبران نموده و کمی از محبتهای بی دریغشان را ارج نهیم.

 

اصولا صندوقها4 نوعند:

1- صندوقهایی که در زندگی روزمره تاثیر دارند.

2- صندوقهایی که در زندگی شب مره تاثیر دارند.

3- صندوقهایی که در زندگی شب و روزمره  تاثیر دارند.

4- صندوقهایی که اصلا تاثیری در زندگی ما ندارند.

 

مثلا یک صندوق که در زندگی روزمره ما نقش بسزایی دارد، صندوق گوجه فرنگی است. که البته مطابق با تقسیم بندی رئیس محترم جمبور وعضو ش. و. ت <<شورای . واردات.تکنولوژی>> کابینه، به دو دسته با ادب و بی ادب تقسیم میشوند:

 صندوقهای با ادب که در حوالی محل زندگی رییس جمبور یافت میشوند، آنهایی هستند که قیمت گوجه درون آنان زیاد نیست.

 و صندوق های بی ادب ، که در تمامی نقاط ایران وجود دارند جز در حوالی محل زندگی رییس جمبور.

این صندوق ها، صندوق های بی ادبی هستند که بصورت خودسرانه اقدام به  گران نمودن گوجه فرنگی موجود در خودشان میکنند.

 

و اما صندوقی که با زندگی شب مره ما بصورت مستقیم  ارتباط دارد، گاوصندوق است. اگر این صندوق محترم نبود ما عمرا شب را راحت سپری نمیکردیم. خوش به حال خانه بدوشان که غم سیلاب ندارند.

 

و اما  صندوق دیگری که درهر دو زندگی شب و روزمره ما تاثیر بسزایی دارد همان صندوق ذخیره ارزی است. که اخیرا در راستای سیاست های نوآورانه و مشکوفانه دولت خدمتگزار تبدیل به صندوق ذخیره طولی شده، که جایش بیشتر بشود.

 این صندوق ا ز روز ساخته شدنش توسط سید محمد نجار هر روز با حاشیه ای در اطرافش رو به رو بوده.

 دکدر صندوقی نژاد در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا متاسفانه ما در 3 سال اخیر شاهد خالی و خالی تر شدن این صندوق هستیم ؛ در حالیکه با در آمد نفتی که  هر بشکه آن 100 دلاربه فروش میرسد باید؛ پر که چه عرض کنم، منفجر شده باشد. گفت:

اولا که: ما کلی از این در آمد را مستقیما سر سفره شما می آوریم. حالا شما حالیتون نیست که اینی که  هر روز سر سفره میخورید؛ از همین نفته؛ این به من مربوط میشه؟!!!

دوما راستش ما خودمونم تعجب کرده بودیم که چرا اینجوریه. و من خودم بارها و بارها به بچه ها گفتم که چرا این صندوقه روز به روز داره خالی تر میشه . که خوشبختانه برادر غلامحسین سریعا وارد عمل شد و وزارتخانه تحت امرش رو مامور رسیدگی به این مشکل کرد. که بعد از بررسی ها دقیقی که اطراف صندوق ذخیره ارزی توسط سربازان گم نام امام زمان صورت گرفت، مشخص شد که عده ای از ایادی استکبار و عوامل موساد و سیا با همکاری برخی دستهای پنهانی در داخل کشور و بعضی پاهای پنهانی در خارج از کشور، که البته این دستها و پا ها توسط سربازان گم نام امام زمان کشف، قطع و ظبط گردیده اند،  اقدام به سوراخ کردن زیر صندوق مذکور کرده اند و موجودی صندوق روز به روز داشت کمتر میشد.

البته خود همین دستان هم که توسط سربازان گم نام امام زمان کشف و قطع شده اند و الان تحت بازجویی قرار دارن اعتراف کردن که هدفشون از این کار، تضعیف دولت مردمی و باحال من بوده.

 اونها با این اقدام میخواستن صندوق ذخیره ارزی رو خالی کنن و بعد مسئولیتش رو روی  دوش دولت خدمتگزار و شخص اینجانب به عنوان رئیس جمبور قرار بدن؛ که خوشبختانه ما زود متوجه شدیم و نگزاشتیم و الان هم دستهای مذکور که توسط سربازان گم نام کشف و قطع شده بودند برای عبرت بقیه دستها که هنوز علیه نظام مقدس فعالیت میکنن در موزه << وزارت آموزش و پرورش سربازان گم نام امام زمان>> در معرض دید عموم قرار دارن.

 

و صندوقی که در هیچکدام از زندگیهای ما، چه روزمره و چه شب مره تاثیری ندارد، و شبیه صندوقهای تزئینی است که بچه ها برای بازی از آن استفاده میکنند و اصولا هیچ کاربرد دیگری بجز بازی! ندارد.

همچنین ارزش محتویاتش حتی با کود حیوانی هم قابل مقایسه نیست.

بله همان صندوق معروف که حدس زدید، شاید هم حدس نزدید.

اسم صندوق رای را حتما شنیده اید.

این صندوقها همانطور که اشاره شد مانند صندوقها ایی که بچه ها با آن بازی میکنند  فقط کاربردی تزئیناتی دارد و بدرد  ویترین و کلا جاهایی  که در دید قرار دارد، میخورد. و برعکس صندوقهای قبلی << گاوصندوق، صندوق گوجه فرنگی و حتی صندوق ذخیره ارزی >> به سادگی قابل دسترسی بوده  و هر کس دلش بخواهد میتواند هر کاری دوست داشت، با محتویات درونش انجام دهد. و سربازان گم نام نتنها کاری با این دستهای پیدا و پنهان ندارند بلکه هر دستی که چه بصورت پنهان و چه بصورت پیدا مزاحمتی برای دستهای دسته اول ایجاد کند مجددا کشف و قطع میکند. ولی این بار ظبط نمیکنند و می اندازد جلوی گرگ تا دست مذکور را بخورد.

در حال حاضر این صندوق ها بصورت غده سرطانی، بطور میانگین هر یکسال و نیم، یکبار، ظهور میکنند، که هزینه بسیاری را به دولت و ملت تحمیل میکند.

 بنابراین دولت مردمی و شخص رییس محترم جمبور در سال نوآوری و شکوفایی طی یک اقدام انقلابی و کاملا نو که از ذهن خلاق رییس جمبور شکوفه زده، قصد داشت  ظهور این صندوق ها را از هر یکسال و نیم، به 300 سال یکبار برساند، که متاسفانه عوامل موساد و سیا و بقیه دستهایی که کشف شده اند ولی متاسفانه هنوز قطع نشده اند و تعداد آنها تقریبا به 60 میلیون جفت دست میرسد، از این اقدام دولت جلوگیری کردند.

 

 

البته صندوق های متعدد دیگری نیز وجود دارد. مثلا:

صندوق های  بازنشستگان، که خودشان بازنشسته شده اند.

صندوق های قرض الحسنه، که قرض می کنند ولی پس نمیدهند.

و صندوقهای سنگدل تصفیه حساب در  بیمارستان، که  تا از پول پرشان نکنی حتی اجازه زندگی کردن هم به هیچکس نمیدهند.

و کلی صندوق خوب و بد و زشته دیگر که هر کدام داستانی دارد برای خودش  و اگر بخواهیم در مورد تمام آنها بنویسیم تمام حجم بلاگفا را باید اشغال کنیم. لذا بدلیل کمبود مکانی و زمانی از پرداختن به بقیه خودداری میکنیم.

 

و اما صندق آخر که آنقدر مهم است که نمی شود از آن گذشت:

بالاخره سر و کار همه ما یک روزی  با یکی از همین صندوق ها است.

 چه آن عامل بی ادب موساد و سیا، و چه آن دست پنهان مزدور، و چه آن سرباز وظیفه شناس امام زمان، و چه آن رییس جمبور محترم، و چه من قلم به مزد و وطن فروش، و حتی شما خواننده محترم.

بالاخره همه ما را یک روزی  توی یکی از همین صندوق ها روی دست می برند.

 

پ.ن.1: برای جلوگیری از سوء تفاهمات احتمالی که در آینده رخ میدهد  اظهاراتم را در مورد صندوق رای پس میگیرم و اعتراف میکنم که در زمان نوشتن آنها جو گیر شده بودم.

پ.ن.2: خیلی دلم از اون صندوقهایی میخواد که تا آدم درش را باز میکنه یهو یه دلقک با صدای سوت ازش بیرون میپره و آدم رو میترسونه.

پ.ن.3: کاش وقتی درخت آدامس رو توی اون صندوق آخری روی دست میبرن هیشکی از دستش ناراحت و دلگیر نباشه.

+ نوشته شده در سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 4:13 قبل از ظهر توسط درخت آدامس


متاسفانه خدا قسمت نکرد امسال هم مثل هر سال به زیارت نمایشگاه کتاب تهران مشرف شویم، بناچارخبرهای مربوط به نمایشگاه کتاب را از خبر گزاری های ایرنا، ایسنا، مینا، میترا و ... دنبال میکردم. بسیار جالب بود. از آنجایی که توصیه اکید شده که حتما باید شادی هایمان را قسمت کنیم، بر آن شدم تا کمی از این شادی زاید الوصف را با دوستان قسمت کنم.
جناب آقای دکدر حداد کمی عادل رئیس مجلس منتخب شورای نگهبان و متخصص ارائه آمارهای باحال و جالب؛ آماری ارائه داده بودند که اگر مثل  آمارهای ارائه شده توسط مشاورین و معاونین اقتصادی رئیس جمبور نباشد جای بسی خوشحالی است.
ظاهرا ایشان فرموده اند: (( تولید کتاب در کشور 50 برابر شده ))البته حاج آقا حداد کمی تا قسمتی عادل نفرمودند از چند صد سال پیش تا به حال 50 برابر شده. و اصولا آیا کتاب های اول دبستان تا اول پیش دانشگاهی که هر سال با یک عنوان جدید چاپ میشود و همچنین کتابهای<< توی ده شلمرود>> و<< بز زنگوله پا>> و <<نقش بسیج در معادلات جهانی، شیمیایی ، ریاضی ، فیزیکی و ...>> هم جزو این آمار بوده اند یا نه؟!

البته همزمان با این اظهارات  شاید هم با کمی تاخیر یا تاجیل آقای محسن پرویز معاون فرهنگی وزیر بی فرهنگ ارشاد به دلیل اینکه در بعضی از کتابها به ارکان اسلام و مذهب شیعه اهانت شده یا اینکه تصاویر غیر اخلاقی<< لطفا با تصاویر مستهجن اشتباه نگیرید>> ویا محتوای مذموم دارد حدود 300 عنوان کتاب را توقیف کردند و مانع از عرضه آن در نمایشگاه شدند. آگاهان گفتند لا مذهب حالا چرا 300 مثلا نمیشد 301 عنوان کتاب رو توقیف کنید. وی در پاسخ به این سوال که وقتی مجوز چاپ این کتابها را امضا میکردی حواست کجا بود گفت: داشتم مجوز توقیف کتاب هایی رو که قبلا به اشتباه به آنها مجوز داده بودیم صادر میکردم.

در این اوضاع جالب برانگیز آقای مدیر محترم کمیته ناشران داخلی نمایشگاه کتاب برای اینکه ثابت کند چیزی از بقیه کم ندارد و الکی مدیر نشده گفت: (( کتابهای توقیف شده مجوز نشر و فروش در مغازه و فروشگاه را دارند نه، نمایشگاه کتاب)) و برای اینکه ثابت کند که شوخی نمیکند، اضافه کرد: (( هر کتابی که مجوز نشر و فروش در فروشگاه  را دارد در نمایشگاه کتاب قابل عرضه نیست)) آگاهان که با شنیدن این اظهارات مشت محکمی به دهانشان خورده بود، جو گیر شدند و برای سلامتی و طول عمر این مدیرمحترم و همچنین مقام معظم صلوات جمیل ختم کردند.

نماینده ولی فقیه در مازندران آیت ا... طبرسی هم کم نگذاشتند و با رویکردی غیر سیاسی و کاملا علمی و کمی هم تخیلی فرمودند: (( اگر کتاب نبود میراث عظیم فرهنگی موجود به ما نمی رسید  و اگر میخواهیم فرهنگمان را به آیندگان منتقل کنیم باید کتاب بخوانیم)) آگاهان که به زور جلوی خنده خودشان را گرفته بودند یواشکی گفتند کتاب بخوانیم یا بنویسیم؟!!!
وی همچنین افزود: (( در مکتب ما به این ضرورت تاکید و توصیه شده است که مسلمانان باید با سواد باشند و بی سوادی برای مسلمین ننگ است)) در این هنگام 30% از مدیرانی که این سخنان را میشنیدند خجالت کشیدند و سرشان را پایین انداختند و90% باقیمانده هم که خجالت نکشیدند اصلا نفهمیدند حاج آقا چی گفته.
وی همچنان به سخنان گهر بار خود ادامه داد و افزود: (( یکی از راههای با سواد شدن  توجه به مطالعه و کتابخوانی است)) ایشان با اشاره به اینکه کتاب راه مطالعه گذشته است خاطر نشان کرد : (( ما گذشته را ندیده ایم و بخش عمده ای از اطلاعات گذشته از طریق کتاب به دست آمده است.))

در این میان دکدر کتابی نژاد و دوستان باوفایش گوی سبقت را از دیگر رقبا ربودند و به بقیه گفتند: زکی!
ایرنا 17/2/87 : مجموعه نامه‌هاي شهروندان آمريكايي به دكتر محمود احمدي نژاد در قالب كتاب گفتار در روش ايرانيان در بيست و يكمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران ارائه شده است.
احتمالا تعداد صفحات این کتاب از تعداد افراد خانواده آقای نوباوه خبر نگار صدا و سیما و تنها ایرانی  وابسته به نظام که در آمریکا موجود میباشد<<جدی نگیرید>> تجاوز نمیکند شاید هم تجاوز بکند.
ایرنا 20/2/87 : مجموعه مستند سفرهاي استاني رئيس جمهور عصر پنج شنبه در بيست و يكمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران عرضه شد.
بر اساس اين گزارش اين مجموعه مستند شامل سفرهاي استاني رئيس جمهور با عنوان سفير باران به استان خراسان جنوبي ،گوش شنوا،چشمان بينا به ايلام، عطش به استان قم،دريادل به استان هرمزگان،مردان مرد به استان بوشهر لطيف چون نسيم به استان چهار محال بختياري وچشم شيشه‌اي استان لرستان در نشر جمهور نمايشگاه كتاب عرضه شده است.
طبق این گزارش پیش بینی میشود در آینده ای نچندان دور شاهد چاپ کتاب هایی با چنین عناوینی از دکدر استانی نژاد و دوستانش باشیم.
مردی که معلوم نبود مرد بود ولی غیرت داشت در سفر به رشت
مردی که به دنیا پشت کرد در سفر به قزوین
مردی که لاف نمیزد و عینک ریبون نداشت در سفر به آبادان
مردی که خیلی خودش را دوست داشت در سفر به شیراز
مردی که مشکلات زیادی را حل کرد در سفر به زاهدان
مردی که حاله نور داشت در سفر به نیویورک
مردی که خیلی پول داشت در سفر به ونزوئلا

پ.ن.1: خیلی دلم میخواهد 2 کتاب منتشر شده مربوط به رئیس جمبور مردمی و خوشتیپ را بخوانم
پ.ن.2: اصلا دلم نمیخواست اینقدر طولانی شود ؛ ببخشید که شد
پ.ن.3: طبق روال معمول مطالب داخل گیومه بدون کم و کاست از خود برادران نقل شده.

 

+ نوشته شده در شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 3:51 قبل از ظهر توسط درخت آدامس

 

امروز دکتر منوچهر متکی وزیر امور خارجه لبنان، فلسطین، عراق، افغانستان و کلا همه کشورها بجز ایران در حالیکه عینکش را روی نوک بینی اش گذاشته بود و از بالای عینکش  مرموزانه دوربین را نگاه میکرد، با لحنی تهدید ناک و خشونت آسا خطاب به کشورهای موسوم به  5+1 گفت : (( که در بسته پیشنهادی خود به ایران از مرزهای ممنوعه عبور نکنند.)) او تاکید کرد که: پشت مرزهای ممنوعه بمانید و تکان هم نخورید.

 وی در پاسخ به این سوال که اگر کشورهای مذکور احتیاج به << رویم به دیوار>> و << گلاب به رویتان>> پیدا کردند، چه باید بکنند گفت : در صورتی که نه خودشان و نه رویم به دیوارشان از مرزهای ممنوعه عبور نکند؛ مجاز به تکان خوردن هستند. در غیر اینصورت ما هم اقدام متقابل میکنیم و برادران سپاهی و بسیجی ایثارگر ما طی یک عملیات انتهاری و شهادت طلبانه، پشت مرزهای ممنوعه آنها گلاب به رویتان و رویم به دیوار میکنند.

آگاهان پس از این اظهار نظر خدا را شکر کردند که دکدر مذکور به جای واژه غریب و نامنوس عبور نکنند از واژه تجاوز نکنند استفاده نکرد.

او تهدید کرد که اگر تهدیدهای قبلی وی را جدی نگیرند، به محمود میگوید.

وی در قسمت دیگری از سخنان خود اظهار داشت: شما<< 1+ نیم>> هم نیستید، چه برسد به << 5+1 >> و قاه قاه زد زیر خنده  وبالا و پایین پرید و در حالی که روی زمین می غلتید هی میگفت: آخ خدا مردم از خنده.

 شاهدان عینی گفتند که این ماجرا ادامه داشت تا زمانی که موبایل آقای متکی زنگ خورد و او گوشی رو برداشت.

همان شاهدان عینی فاش کردند که پشت خط محمود بود که بهش گفت: خجالت بکش مسخره ، اگه میبینی من از این جنگولک بازیا در میارم توی جلسات هیات دولت که پشت درهای بسته انجام میشه  این کارا رو میکنم نه جلو تلوزیون.

 

منابع آگاه و نزدیک به منوچهر متکی وزیر کلیه امور، بجز امور خارجه که نخواستند نامشان فاش شود یواشکی گفتند: کشور های 5+1 در بسته پیشنهادی قبلی خود به جمهوری اسلامی ایران چند عدد قاقا لی لی هم گذاشته بودند که پس از باز کردن بسته  در دفتر ریاست ج.م.هوری و در حضور رییس ج.م.هور محمود هسته ای نژاد وعلی لاریجانی، ذاکر ارشد اهل بیت،... ببخشید مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران، بر سر تصاحب قاقا لی لی بزرگتر نزاع سختی بین احمد و منوچ و علی در گرفت که در نهایت موضوع با میانجی گری مقام معظم  حل شد ولی ذاکر ارشد فوق الذکر هنوز که هنوز است در بیمارستان بسر می برد .

 

 پ.ن: مطابق معمول عبارت داخل گیومه را بدون کم و کاست ازهمان < جناب آقای> نقل کرده ام.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 3:24 قبل از ظهر توسط درخت آدامس

 

به دو روش میتوان فهمیدن را صرف کرد:

 

یک راه  اینکه؛ خیلی راحت و ریلکس بنشینیم سر میز و فهمیدن را که از قبل خوب پخته و آماده شده با نهایت لذت صرف کنیم و پس از چند ساعت<< گلاب به رویتان>>،<<رویم به دیوار>> برویم همانجا و هر آنچه از فهمیدن را که صرف کرده و خورده ایم حسابی و از ته دل تخلیه کنیم.

 

و راه دیگر؛ که بنظر کمی عقلانی و منطقی تر بنظر میرسد اینکه بنشینیم << تاکید میکنم که بنشینیم چون ایستاده نمیشود>> و بگوییم : من نمیفهمم ، تو نمیفهمی ویا زبانم لال، خدایی ناکرده، نعوذ بالله و ... او نمیفهمد.

 

اینهمه صغری و کبری چیدم که بگویم نمیدانم بعضی ها چگونه فهمیدن را صرف میکنند و اصولا من و تو نمیفهمیم یا او نمیفهمد.

 

امروز دکدر شگفتی ن.ژ.ا.د که در یک دنیای شگفت انگیز زندگی میکند در یک اظهار نظر شگفت انگیزتر اعلام نکرد و نگفت بلکه تاکید کرد و گفت همینکه من میگم و لا غیر: ((امروز نظام های حاکم بر جهان فاقد کارآمدی،اثرگذاری و ناتوان از پاسخگویی به مشکلات بشریت هستند)).

 

 وی در حالی که فکر میکرد نظام حاکم بر کشور خودش جزو نظام جهانی بحساب نمی آید و جزو یک  نظام دیگر مثلا نظام  کره مریخ است خاطر نشان کرد ما باید با تقویت قوای سه + یک گانه خود << قوای مجریه ، مقننه و قضاییه + قوای جنسی>> مانع از تجاوز کشورهای؛ بد، بی ادب، نامرد، زورگو،......در این قسمت کار به جاهای باریک کشیده شد....... مثل آمریکا و اسراییل بخود شویم و حتی با استفاده از قوه آخری به این کشورها تجاوز هم بکنیم.

وی  پس از این اظهار نظر مثل اینکه تازه فهمید چه گفته ، از بیاناتش در مورد قوه آخر و کاربردش در نظام سیاسی جهان عذر خواهی کرد.

آگاهان که پس از شنیدن این اظهارات شگفت انگیز شگفت زده شده بودند هنوز از شگفتی در نیامده اند که بخواهند چیزی بگویند.

 

پ.ن: عبارت داخل گیومه بدون کم و کاست از دکدر شگفتی نژاد صادر شده.   

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت 3:31 قبل از ظهر توسط درخت آدامس

اندر فضائل گاو همان بس که شاعر شهیر در وصف حضرتش فرمود: در چرا گاه نصیحت گاوی دیدم سیر.

گاو از دیرباز همدم و مونس انسان بوده و هست و از همان روزهای آغازین خلقت با وی مانوس و پس از گذشت مدت زمانی حتی با وی مهشور نیز گردیده.

بطوری که در اثر این انس و الفت چندین هزار ساله، تشخیص گروهی از این دو  یار همراه و رفیق موافق جز از راه <<آزمایش خون>> و<< آزمایش دی ان ای>> امکان پذیر نمیباشد.

اهمیت، ارزش و شخصیت گاو بدان حد است که به نقل از تاریخ نویسان اسکندر مقدونی پادشاه نسبتا بزرگ یونان برای آتش زدن تخت جمشید با گاوی مشورت نمود یا تخت جمشید را بخاطر یک گاو آتش زد که هنوز میان تاریخ نویسان سر این مسئله اختلاف نظر وجود دارد. گویند  در زمان حمله مغل ها به ایران نیز سپاه موغولان توسط گاوی به غایت نفهم رهبری میشد. و به تازگی شاهد ظهور گاوی بس باحال و شوخ طبع در عرصه س.ی.ا.ست جهانی  شده ایم که هرچه از کمالات و شخصیت و شوخ طبعی  وی از خود مطلب در کنیم نه تنها کم میباشد بلکه خیلی خیلی کم میباشد .

در تاریخ کم نیست از این قبیل رشادت ها پهلوانی ها و حوادث بزرگی که گاوها رقم زده اند.

 این تاثیر گذاری نه تنها محدود به حوضه تاریخ و سیاست نیست بلکه در حوضه ادب و فرهنگ انسان  نیز رسوخ کرده، آنچنان که گاه گاهی رد پای این موجود چهار پا  در آثار بجا مانده و خلق شده توسط انسان        << مثلا فیلمهای هالیوودی از نوع 300 یا بیشترش مثلا 301>> کاملا مشهود و هویداست.

 

 

 

در پی انتشار این مطلب در این وبلاگ رییس سازمان<< گاوها>> و سخنگوی انجمن << تکذیب شایعات الکی در مورد گاوها>> تکذیبیه ای را در مورد این مطلب صادر کردند بدین مضمون:

به یار همراه و رفیق موافق و دوست مشهور و مهشور، درخت آدامس:

درخت آدامس در قسمتی از مطالبشان به نقل از تاریخ نویسان مطالبی را عنوان داشته اند بدان مضمون:

 

اسکندر مقدونی پادشاه نسبتا بزرگ یونان تخت جمشید را بخاطر یک گاو آتش زد.

در زمان حمله مغل ها به ایران سپاه موغولان توسط گاوی به غایت نفهم رهبری میشد.

به تازگی شاهد ظهور گاوی بس باحال و شوخ طبع در عرصه س.ی.ا.ست جهانی  شده ایم.

و از همه بدتر مدعی شده اند که رد پای گاوی را در ساختن فیلمی بنام 300 مشاهده کرده اند.

 

اینجانب بعنوا ن نماینده تام الاختیار گاوها برای حفظ آبرو  وجود هرگونه ارتباط میان گاوها وافراد مذکور را بشدت تکذیب میکنم

 

بعد از مشاهده این تکذیبیه تاریخ نویسان به فکر فرو رفتند که افراد مذکور، از کجا بوجود آمده واصلا چی بوده اند که البته پس از کمی تفکر و بررسی شواهد موجود مشخص شد افراد مذکور از زیر بوته و بصورت خود رو بعمل آمده اند ولی  هنوز هم مشخص نشده چه بوده اند.

 

شما را به خواندن  تکذیبیه ای که هم اکنون به دست بنده رسید دعوت میکنم:

بنده بعنوان عضو ارشد فراکسیون<< خرهای مورد ظلم واقع شده>> وجود هر گونه رابطه ، ارتباط ، مرتبط، ربط، مربوط و غیره را بین افراد مذکور و خرهای عزیز و شریف بصورت خفن و با شدت هر چه بیشتر تایید که سهل است حتی تکذیب هم میکنم. از همین الان گفته باشم که بعدا نگین نگفتن.

 

 پ.ن.1: لطفا برای جلوگیری از پیش آمدن سوء تفاهمات احتمالی به اقیاد<<جمع قید>>: گروهی ، بعضی و گاه گاهی توجه لازم مبذول گردد،انشاا... .

+ نوشته شده در جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت 5:14 بعد از ظهر توسط درخت آدامس

در پی انتشار خبری مبنی بر شاهکار گوگل، طراحان سوال کنکور در کشورهای عربستان، کویت، عمان و مخصوصا امارات و کلا همشون؛ در حالی که صدای ساز و شادی از نقاط خاصی از بدنشان به وضوح بگوش میرسید بیکار ننشستند و محض اینکه لال از دنیا نرفته باشند سوالات کنکوردرس جغرافیا در سال 1429هجری قمری را بدین شرح اعلام کردند و تاکید کردند به همین شرح است و نه به شرح دیگری:

1- نام خلیج فارس چیست؟

الف- خلیج عربی

ب- خلیج عربی تر

ج- خلیج عربی تر تر

د- مرغ یک پا دارد وما رویمان کم نمیشود و باز هم خلیج عربی

2-چرا نام خلیج فارس خلیج عربی است؟

الف- چون خیلی باحالتره

ب- چون وقتی به ما رو بدهند رومون زیاد میشه

ج- چون وقتی در حضور< رئیس ج.م.ه.و.ر شون!> میگیم خلیج عربی و اون هیچ اعتراضی نمیکنه پس حتما داریم درست میگیم

د- چون ما تمدنی خیلی هزار ساله داریم ولی ایرانی ها خیلی زور بزنن فقط 4000 سال تمدن دارن پس مال ما،هم خیلی بزرگتر وهم خیلی درازتر است!

3- خلیج عربی کجاست؟

الف- توی خونمون

ب- توی خونشون

ج- توی حیاط

د- توی اتاق تمساح ها

4- چرا قبلا خلیج فارس خودش بود و خلیج عربی نبود ولی حالا خلیج عربی شده؟

الف- نخیر، از همون اول هم خلیج عربی بود ولی ما اون موقع رومون نمی شد بگیم

ب- از وقتی فیلم سیصد رو ساختن ما هم رومون زیاد شده

ج- اگه اون موقع که جشنهای 2500 ساله در ایران برگزار میشد و رءاسای جمهور همه کشورها به این جشن دعوت میشدند اینو میگفتیم بهمون میخندیدن ولی حالا نه

د- بیشین بینیم بابا حال نداریم

5- نام خلیج عربی را چه شخص یا اشخاصی آزاد کردند؟

الف- خودمون آزاد کردیم

ب- خودشون آزاد کردند

ج- اتاق تمساح ها

د- اینها همه حرف مفت است و خرمشهر را خدا آزاد کرد

6- چون در سوال 6 کلمه<< گچ >>و<< پژمان>> بکار رفته بود؛ طراحان محترم سوال، هر چه، به نقاط حساس وغیر حساس بدن خود فشار آوردند نتوانستند این سوال را مطرح کنند و به علت فشار زیادی که به همان نقاط فوق الذکر وارد شده بود؛ دچار جراحت، سوختگی و حتی پارگی در همان نقاط مذکور گردیده و به سرعت به بیمارستان انتقال نیافتند بلکه انتقال شدند.

این بنده حقیر و ناچیز هر چند قول داده بودم از اختیارات نویسندگی سوء استفاده نکنم ولی میکنم و از درد دلم، سوال 7 را هم به مجموعه این سوالات اضافه کرده و از درگاه خداوند منان برای گوگل آرزوی بهبودی آجل و کامل را دارا میباشم؛ باشد تا حالش بهتر گردیده و دیگر هزیان از خودش ول نکند.

7- هر کسی به خلیج فارس بگوید خلیج عربی:

الف- ******است.

ب- *******است.

ج- *******است.

د- *******است.

مدیر بلاگفا:

مشترک گرامی به علت بکار رفتن کلمات غیر مجاز مثل: خواهر، مادر، امه، خاله، تمام فامیل های درجه یک، دو و سه اععم از نسبی وسببی و مذکر و مونث و غیره در جواب سوال 7 دسترسی به جواب این سوال امکانپذیر نمیباشد.

درخواست خود را مجدا ولی این بار عاجزانه تر تکرار میکنم

این آدرس سایتی هست که عاجزانه از دوستان عزیزم تقاضامندم اندکی وقت گذاشته به این آدرس تشریف ببرند و این نامه را امضا کنند باشد تا تعداد امضاها به یک میلیون برسد و گوگل رستگار شود http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html

پ.ن.1: ما خاک پای عزیزان عرب جنوب کشور هم هستیم و اصولا اینا حسابشون با اونا جداست و حبیبی هستند

پ.ن.2: من نمیخواهم از برپایی اجشان << جمع جشن >> 2500 ساله دفاع کنم ولی یک سوال: آیا زمان برپایی این اجشان کسی به خود اجازه ساختن فیلم 300 یاحتی کمتر مثلا 299 یا ادعای مالکییت جزایر سه گانه یا تغییر نام خلیج فارس یا تروریست خواندن ایرانیها یا....... را میداد؟

پ.ن3: اگر از مطرح کردن سوال 7 خاطر نازنینتان مکدر گردیده عذر خواهی بنده حقیر را بپذیرید و اگر هم نه ، معلوم میشود پایه هستین ایول بابا؛ دمتون گرم.

پ.ن.4: صدای من که به جایی نمیرسد اگر صدای شما میرسد به انجمن کاریکاتور کشان محترم پیشنهاد بدهید جایزه بهترین کاریکلماتور سال رو به مبتکر طرح ابتکاری و بسیار بامزه خلیج عربی بدهند؛ این قده باحالهههه

+ نوشته شده در جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 0:42 قبل از ظهر توسط درخت آدامس

واییییییییییییییییییی

وبلاگم چرا منفجر شده. من نمیدونم این عکسه چرا اینجوری شده عکس پشت زمینه وبلاگم رو میگم کی میدونه از کی اینجوریه؟

به هر حال من که حوصلم نمیشه درستش کنم

 

بعد از مدتها که از سنگینی کارها و درسهایم کمی کاهیده شد و فوران مشغله های فکری لطف فرموده و به بنده کمی اجازه تنفس دادند داشت حس غضنفر نویسیم تشعشع میکرد پس به حسب عادت امدم تا سرگذشت این غضنفر بیچاره را که کلی حرف توی دلش قلنبه شده به رشته تحریر در بیاورم باشد تا کمی آلامش تسکین یابد و این نوشتار مرحمی باشد بر دل پر بادش....ببخشید منظورم دل پر دردش بود

ولی ........

 

این گوگل هم قربونش برم گاهی اوقات یه کارهایی میکنه که آدم شک میکنه شاید نسبتی با یه بنده خدایی داشته باشه و در اصل اسمش گوگلی نژاد بوده

شاید باورتان نشود ولی به جون خودم همون روزی که اسم خلیج فارس در نقشه گوگل ارث خلیج عرب شده بود تلوزیون خونه ما خلیج فارس رو نشون میداد که همه ماهی هاش مرده بودن و اومده بودن رو آب.

یکی از ماهی ها رو گرفتن و برای تحقیق بردن پزشک قانونی میدونین علت مرگشون چی بود؟

همه اون ماهی ها از خنده روده بر شده بودن بعد نتونسته بودن تنفس بکشن بعد اکسیژن به مغزشون نرسیده بود بعد مرده بودن

باور کنید جون خودم همه اینها رو تلوزیون خونه ما نشون داد. تلوزیون خونه شما نشون نداد؟!

حالا خوشبختانه قایق نجات به موقع خودش رو رسوند و تونست که چند تا خرچنگ رو که داشتن از خنده روده بر میشدن و بعد نمیتونستن نفس بکشن و بعد اکسیژن به مغزشون نمیرسید رو نجات بدن حالا چطوری خدا داند!

ولی من احتمال میدم که از شاهکارهای این یکی نژاد رو براشون تعریف کردن مثلا قیمت گوجه رو براشون گفتن یا آمار رشد تورم یا شهریه دانشگاه آزاد رو یا..... اگه اینجوری باشه درسته که الان از مرگ نجات پیدا کردن ولی هیچ بعید نیست که فردا اعلام کنن که خرچنگهای نجات یافته در حادثه 14 آوریل<< فعلا تقویم خونه ما خرابه و در مورد زمان دقیق ماجرا اطلاعات کافی ندارم از دوستان عزیز و اطلاعمند دعوت به همکاری میشود>> از شدت ناراحتی شدیدا افسرده شده بودند بعد غذا نخورده بودند بعد ضعیف شده بودند و در آخر هم مرده بودند.

 

این آدرس سایتی هست که عاجزانه از دوستان عزیزم تقاضامندم اندکی وقت گذاشته به این آدرس تشریف ببرند و این نامه را امضا کنند باشد تا تعداد امضاها به یک میلیون برسد و گوگل رستگار شود

http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 1:42 قبل از ظهر توسط درخت آدامس