مخاطبین این پست فقط کسانی استند که نمیخواهند رای بدهند و فقط کسانی استند که میخواهند رای بدهند و فقط تقریبا همه استند
چند ساعت بیشتر به انتخابات مجلس نمانیده و من فقط چند دقیقه از وقتتان را می گیرم باشد که همگی رستگار شویم.
معمولا افرادی که رای نمیدهند سه دسته استند :1- فکر میکنن این جوری مشروعیت نظام از بین میره 2- فکر میکنن این کار هیچ فایده ای نداره.3- چون دلشون میخواد و به هیچ کس هم مربوط نمیشه و چند تا فحش زشت و بی تربیتی و این حرفا
به دوستان عزیزی که جزو دسته اول استند: مطمئن باشید که چه 10 میلیون وچه 60 میلیون نفر در انتخابات شرکت کنند ارائی که از صندوق بیرون زده میشود 73میلیون است. این معجزات را ما بارها و بارها در لحظات حساس دیده ایم ولی اینقدر بی ادبیم که هنوز هم باورمان نمیشود که این معجزات الهی است و اصولا وقتی خداوند ملتی را دوست دارد او را به ملتی تبدیل میکند که حتی از خودش هم زیاد تر است.
حالا تفاوت این دو حالت << بدهیم یا ندهیم >> در این است که اگر شرکت کنیم کسی وارد مجلس میشود که زیاد او را دوست نداریم ولی اگر شرکت نکنیم کسی وارد مجلس میشود که از او بدمان میاید
به دوستان عزیزی که جزو دسته دوم استند: خب اگر رای دادن هیچ فایده ای نداشته باشد آنوقت رای ندادن چه فایده ای دارد
شما ترجیح میدهید تا دقیقه نود تلاش کنید یا بدلیل اینکه داور را خریده اند در زمین حاضر نشوید. من اگر 5 تا گل هم بخورم که آفساید باشد باز هم ترجیح میدهم تا دقیقه نود تلاش کنم لا اقل حریفم آسان برنده نمیشود.
و در آخر هم من اصلا غلط بکنم به دوستان عزیزی که جزو دسته سوم هستند حرفی بزنم
تا اینجا که حرف مفت بود ولی از اینجا هم به بعد مفت تر است
تاریخ بزرگترین معلم برای انسانها است
دوم خرداد را به یاد دارم و به یاد دارید که وقتی همگی خواستیم توانستیم.
و سه سال اخیر را باز هم به یاد دارم و به یاد دارید که چگونه داریم تاوان بی تفاوتی خود را پس میدهیم.
اختفو یا ایها الذین لا یتراعون
اخ و تف بر شما باد ای کسانی که رای نمیدهید
بهله دوستان عزیز،
روزگار همچنان می گذشتندی و هیچکس نفهمیدندی که غضنفر تحصیل می کرد، یا تحصیل غضنفر را !
او در مکتب گاه چیزهایی را می دیدندی و می شنیدندی که تا به حال نه دیده بودندی و نه شنیده بودندی.
روزی او عده بسیار بسیار زیادی از مکتب گاه روندگان را دیدندی که تعداد آنها بالغ بر 2 یا 3 نفر بودندی،
آنها در حالی که بصورت وحشت آلود و خشمگین ناکی بشدت احساس مسئولیت روی شانه هایشان سنگینی می نمودندید دور هم گرد آمده بودندی << شاید هم دور هم مثلث، مربع یا بیضی آمده بودندی>>
به هر حال به شکل مشخصی دور هم نیامده بودندی
و در همین حال و نه یک حال دیگر خواستار مجازات عده دیگری از مکتب گاه روندگان بی ادب که خیلی بچه بدی بودندی، شدندی، که ظاهرا به کسی توهین کردندی یا به آبروی کسی تجاوز کردندی یا آنچنان توهین آمیز به کسی تجاوز کردندی که آبرویش رفته بودندی.
دست آخر غضنفر که نفهمید چه اتفاقی افتاده بودندی.
این گروه خشن و مسئولیت ناک که در هر سوراخی دست میکردندی و به صورت مسئولیت آسایی خود را جزو حبوبات هر آشی میدانستندی روزی دیگر باز با همان احساس مسولیت، ولی این بار با جمعیتی که تقریبا صد برابر شدندی و به 4.5 یا 5 نفر رسیدندید، دور هم گرد آمده بودندی یا دور هم بیضی آمده بودندی << و باز هم مشخص نبودندی>>
آنها به شدت مشغول کوبیدن مشت محکم بر دهان عده ای از موجودات وحشتناک و زشتی بودندی که گویا سر دسته آنها موجود بسیار وحشتناکتری بودندی که جهان را میخوردندی و خیلی بد و بی تربیت بودندی و همش در حال خوردن جهان بودندید
وآنچنان از اعماق وجود بر سر این موجودات فریاد می زدندیدند که اعماق وجود برخی از آنها به شدت دچار سوختگی و یا حتی جراحت شده بودندید
و آنها در همین راستا یا یک راستای دیگر که این هم مشخص نبودندی یک شعار غریج و عجیغ می دادندید بدین مضمون و نه به مضمون دیگری که :
<<ما آلبالو میخواهیم... یا آلبالو هسته دارد... یا هسته آلبالو انرژی زا دارد>> یا... خلاصه غضنفر که نفهمیدی اینها چه میخواهندید ما هم بگذرندیم و گیر ندهندیم.
تا این مرتیکه غضنفر چیزهای بدتری ندیدندیده و ما را دچار مسدودیت وبلاگ ویا شاید مسدودیت جاهای بدتری نکردنده این پست را تعطیل می کنیمندی.
واین ماجراهنوزهم ادامه داشتندی.