چند هفته ای هست که مسئولان محترم و گوگوری، و رئیس گرامی و مگوریه دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون بذل محبت فرمودند و کلی منت سر ما دانشجوهای قدر ناشناس و بی ادب گذاشتن ولطف کردند پس از، از رده خارج نمودن اتوبوس هایی نچندان قدیمی که نوادگان شاهپور اول با اون به دانشگاه میرفتن(که همون هم از سر ما زیاده) تعدادی از این اوتوبوس قشنگ ها رو جایگزین کردن.
بنده نه تنها از طرف خودم بلکه از طرف بقیه دانشجوها، اکناف، اصناف، کسبه، بازاریان و تمامی کسانی که از راههای دور و نزدیک ما را مورد عنایت قرار میدهند، از این فوران بخشایش ولطف بی شاعبه مسئولان وبخصوص ریاست محترم دانشگاه بی نهایت سپاسگذارم.
حالا ممکنه هنوز هم بعضی ازما دانشجوهای بی ادب و بیتربیت که تعداد انگشت شماری هستیم( مثلا10% ) تو سرویسها جامون نشه ( اونم در حالی که اگه یه نفر دیگه بزور سوار بشه مطمئنا اوتوبوس میترکه ).
اما ... اما... حد اقل دیگه صندلی هاش از چوب نیست و اون تعدادی از بچه ها که سعادت نصیبشون میشه و می تونن روی صندلی بشینن، میگن واقعا توپه. البته شایان ذکر است که دیگه عمرا دود اگزوز توی اتوبوس نمیاد . سر و صداش هم که نصبت به اون اتوبوسهای فوق الذکر در حد استاندارد هست. در ضمن بزرگترین مضیتی که داره داشتن کولر توی هوای ناجوانمردانه کازرونه.
تا اینجاهر چی گفتم چرندیات بود اما از این به بعد... باز هم چرندیات تره.
با همه این مضیت هایی که این اوتوبوس های جدید نسبت به اون قدیمیها دارن ولی به طرز وحشتناکی تحقیر آمیزن!!!
البته فکر میکنم این دیگه هیچ ربطی به دانشگاه نداشته باشه!
(قبل از همه اینو بگم که من فقط دارم در مورد دانشجو ها و فضای دانشگاهی، نه در مورد اوتوبوسهای شهری، صحبت میکنم. و چون خبر از بقیه دانشگاهها ندارم بطور اخص در مورد دانشگاه خودمون که همون دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون باشه صحبت میکنم.)
سرویس های قدیمی با اینکه صندلی هاشون چوبی بود با اینکه سر و صداش آدم رو روانی میکرد و با اینکه...
اما... اما... حد اقل دیگه از دیوار بین زن و مرد توشون خبری نبود. تو رو خدا فکر نکنید من آدم بی قید و بندی هستم یا (...) یا (...) یا(...)هستم باور کنید من تا حدود خیلی زیادی به دین و نظریاتش در مورد روابط زن و مرد اعتقاد کامل دارم. ولی می خوام بدونم تو این 14-15 سالی که از این دیواره استفاده نمیشد چه مسئله غیر اخلاقی پیش اومد. چند بار یه عمل خلاف شرع و عرف از دانشجوها سر زد که لزوم وجود یه دیوار شیشه ای که از سقف تا کف اوتوبوس رو میپوشونه احساس شد .
آیا واقعا اونایی که نشستن و این تصمیم رو گرفتن(البته حتما بعد از ساعتها کار کارشناسی به این نتیجه رسیدن). به این فکر نکردن که ما دانشجوها حد اکثر فقط 10تا20 دقیقه توی سرویس هستیم و این مدت زمان در مقایسه با مدت زمانی که توی دانشگاه بدون وجود هیچ دیواری کنار هم هستیم 0 هم به حساب نمیاد وخنده آور تر از همه این که وقتی تعداد پسر ها یا دخترهایی که سوار یه سرویس هستن به حدی میرسه که فاصله بین اونا کمتر از یه صندلی میشه .یا پسرا یا دخترها باید سوار یه سرویس دیگه بشن، حالا با همه این اوصاف به نظر شماها که هر کدام در جایگاه خود پروفسوری کار آزموده محسوت میشوید، کدوم عقل سالمی گذاشتن این دیواره مضحک رو که هیچ خاصیتی بجز گرفتن جای چهار تا صندلی نداره، توجیه میکنه؟!!!
<< به قول مایکل جکسون:اگه بخوام حرف بزنم تا صبح حرف دارم ولی حیف که کسی حوصله شنید نش رو نداره>>